تبلیغات
تجربه های کار فرهنگی - کلاس مهارت های زندگی ( آموزش کار گروهی و فکر کردن)
بسم الله الرحمن الرحیم





در این جلسه در مورد اهمیت کار گروهی گفتیم. اینکه خب وقتی یه مشکلی پیش میاد ممکنه یه نفر نتونه اون رو حل کنه ، دو نفر نتونه ، سه نفر نتونه ، ولی مثلا چهار نفر که بشن بتونن.
برای این کار ابتدا یک داستان طبق روال قبل گفته شد. یعنی به صورت پاور پونت.
داستان ، داستان کبوتر هایی بودند که داخل یه جنگل زندگی میکردند. یه شکارچی بود در اون جنگل و میومد کبوتر ها رو شکار میکرد. کبوتر ها دیدند تعدادشون داره کمتر و کمتر میشه.
بالاخره بزرگشون بقیه رو جمع کرد. فکراشون رو گذاشتند روی هم. و تصمیمی گرفتند. تصمیمشون این بود که .
اگه شکارچی اومد و تور پهن کرد. و کبوتر ها رفتند دونه بخوردند و تور روشون انداخته شد همه با هم بال بزنند و تور رو ببرند.
خلاصه بعد از تصمیمشون شکارچی اومد و اونها این کارو کردند. و بعد از اون هم رفتند پیش یه موش  که دوستشون بود و تور رو پاره کرد و اونها رو نجات داد.



من همون موقع که گفتم بزرگشون جمعشون کرد و قرار شد فکر کنن ، به بچه ها گفتم ، بچه ها ، شما خودتون رو بزارید جای اون کبوتر ها ، چه فکری می کنید؟
بچه های گروه دوم فکر های خوبی کردند. بعدش که بهشون تصمیم کبوتر ها رو گفتم خندشون گرفت. بعد بهشون گفتم خب اونها کبوتر بودند و فکرشون در همون حد.
با این میخواستم فرق انسان با بقیه حیوانات رو هم بگم.
بعد از این داستان یه آزمایش کردم. یه میز اونجا بود. اومدم کوچکترین فرد کلاس رو ، بهش گفتم بیا این میز رو بلند کن بیار اونجا. اومد. دست زد به میز که بلند کنه. گفت نمیشه. بعدش یکی دیگه از کوچکترین ها رو. دو تایی هم نشد. باز یکی دیگه. تا 5 نفر شدند. همه کوچولو. 5 نفری تونستند.
خب بهشون گفتم : نگاه کنید بچه ها ، وقتی مشکلی پیش میاد مثل بلند کردن این میزه ، خب ممکنه یه نفر نتونه ، دو نفر نتونه ، سه نفر نتونه ، ولی وقتی 5 نفر شدند تونستند.
خلاصه اینطوری اهمیت کار گروهی رو بهشون گفتم.
در نهایت بعد از اینها بازی کردیم.
بازی پانتومیم و نقاشی روی هوا. که هر کدام رو توی یه رده انجام دادیم. که اون ها رو توی پست بعدی توضیح میدم. ان شاء الله




طبقه بندی: کار کودک،

تاریخ : پنجشنبه 11 تیر 1394 | 07:51 ب.ظ | نویسنده : خادم آقا | نظرات()
.: Weblog Themes By Bia2skin :.